خانه / تاریخ / فتح مقتدرانه پاریس به دست رایش سوم

فتح مقتدرانه پاریس به دست رایش سوم

فتح فرانسه:

پنجم ژوئن ۱۹۴۰ ارتش آلمان نازی در جبهه ای به طول بیش از ۶۰۰ کیلومتر از (آبه ویل) تا (راین علیا) تهاجم گسترده ی خود را علیه قوای فرانسه آغاز کرد. فرانسویان محکوم به فنا بودند، در برابر ۱۴۳ لشکر آلمانی که در حال یورش به قلب فرانسه بودند، آنان توانستند ۶۵ لشکر را که بیشتر نیروهایی درجه دوم بودند، صف آرایی کنند، زیرا بهترین واحدها و قسمت اعظم نیروی زرهی فرانسه در بلژیک از بین رفته بود. همچنین از نیروی هوایی ناتوان فرانسه نیز اندکی برجا مانده بود. سازمان سرفرماندهی ارتش فرانسه که مارشال پتن و مارشال ویگان بر آن مسلط بودند سرشار از اندیشه ی پذیرش شکست بود. سربازان آلمانی همچون خیزآب عظیمی سراسر فرانسه را فراگرفتند.

روز دهم ژوئن دولت فرانسه شتابان پاریس را ترک کرد و در چهاردهم آن ماه این شهر بزرگ و مایه افتخار فرانسه که بی دفاع مانده بود توسط ارتش هجدهم آلمان به فرماندهی ژنرال گئورگ فون کوخلر اشغال شد. پرچم آلمان نازی بی درنگ بر فراز برج ایفل افراشته شد. روز شانزدهم ژوئن، (رینو) نخست وزیر فرانسه که هیئت دولت او به شهر بردو گریخته بود استعفا داد و مارشال پتن جانشین وی شد و روز بعد پتن به وسیله ی سفیر اسپانیا از آلمان ها تقاضای متارکه ی جنگ کرد.

متارکه جنگ در جنگل کومپین:

با تیز هوشی آدولف هیتلر قرار متارکه جنگ در همان جایی گذاشته شد که روز یازدهم نوامبر ۱۹۱۸ امپراتوری آلمان تسلیم فرانسه و متفقین جنگ جهانی اول شد، یعنی در محوطه کوچک بی درخت که در جنگل کومپین (۸۵ کیلومتری شمال شرقی پاریس) قرار داشت. پیشوای نازی در آنجا انتقام خود را می گرفت و خود محل نیز بر شیرینی این انتقام می افزود. عصر نوزدهم ژوئن، مهندسین آلمانی سرگرم بیرون آوردن واگن قطار معروف متعلق به مارشال فردیناند فوش معروف به (واگن لی) از موزه بودند که در آن پیمان متارکه و تسلیم نامه جنگ جهانی اول به آلمان ها تحمیل شده و به امضاء رسیده بود.

واگن لی را به سوی ریل ها در وسط محوطه ی باز جنگل بیرون کشیدند، درست به همان نقطه ای که در ساعت پنج بامداد یازدهم نوامبر سال ۱۹۱۸ قرار داشت، آن زمان که نمایندگان آلمان (امپراتوری پروس) پس از شکست در جنگ جهانی اول معاهده متارکه جنگ را به فرمان ژنرال فوش (فرمانده ارشد فرانسوی تبار متفقین غربی جنگ جهانی اول) امضاء کردند. این حرکت، نشان می داد هیتلر ظلمی که در گذشته به کشورش شده را با عدالت و حق خواهی پاسخ می دهد و فرانسویان مجبور به تسلیم هستند.

و چنین بود که پس از نیمروز بیست و یکم ژوئن ۱۹۴۰ کنار جنگل کومپین در فرانسه بزرگترین پیروزی هیتلر در تاریخ ثبت شد. آن روز یکی از زیباترین ایام تابستان فرانسه بود، خورشید گرم ژوئن بر درختان پر شکوه جنگل می تابید. درست ساعت سه و پانزده دقیقه بعد از ظهر، هیتلر با اتومبیل مرسدس بنز مخصوص خود وارد کومپین شد. ژنرال هرمان گورینگ، ژنرال ورنر فون براوخیچ، ژنرال ویلهلم کایتل، ژنرال آلفرد یودل، آدمیرال اریش ردر، رایش فوهرر اس اس هاینریش هیملر، ژواخیم فون ریبن تروپ (وزیر امور خارجه) و رودلف هس، و… همگی با یونیفورم های نظامی و رسمی رنگارنگ خود همراه پیشوای آلمان در این افتخار سهیم بودند.

تقریبا دویست گام دورتر از مجسمه ی آلزاس- لرن (نماد شکست آلمان در جنگ جهانی اول) از اتومبیل هایشان پیاده شدند. تندیس مورد بحث را با پرچم آلمان پوشانده بودند تا پیشوا نتواند شمشیر بزرگ این مجسمه را ببیند، شمشیر متفقین ظفرمند جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸ که بر پیکره عقابی فرو رفته بود (این عقاب مظهر امپراتوری آلمان و خاندان هوهنزولرن محسوب می شد). هیتلر نگاهی گذرا به بنای یادبود افکند و با گام های بلند پیش رفت. چهره ی وی موقر و متین و در عین حال سرشار از انتقام بود. تصویر مجسمه پوشانده شده با درفش نازی ، پشت سر هیتلر در عکس بالا قابل مشاهده هست.

هنگامی که هیتلر به محوطه ی کوچک باز جنگل رسید و درفش مخصوص وی در آنجا افراشته شد، توجه او به قطعه سنگ بزرگ خارایی جلب شد، آهسته بسوی آن گام برداشت و کتیبه را که با حروف درشت برجسته (به زبان فرانسه) کنده شده خواند، متن این سنگ نوشته این چنین بود: «اینجا در روز یازدهم نوامبر ۱۹۱۸ نخوت تبهکارانه ی امپراتوری آلمان از میان رفت، امپراتوری مغلوب ملل آزاد که کوشید آنان را به اسارت کشد.»

هیتلر از سنگ یادبود دور شده سپس با همراهانش وارد واگن متارکه جنگ شدند، پیشوا بر همان صندلی نشست که مارشال فوش در سال ۱۹۱۸ نشسته بود. چند دقیقه بعد هیئت نمایندگی فرانسه نیز سر رسید. ریاست آن را ژنرال چارلز هانتزیگر فرمانده ارتش دوم فرانسه به عهده داشت و باقی اعضا متشکل بود از یک دریاسالار و یک ژنرال نیروی هوایی، یک سیاست مدار و لئون نوئل سفیر سابق فرانسه در لهستان. اعضای هیئت فرانسوی خرد و خراب به نظر رسیده، اما وقار غم انگیزی را حفظ می کردند. به آنان نگفته بودند که قرار است محل متارکه جنگ در این معبد غرورآفرین فرانسه باشد تا خفت و تحقیر را به آنان تحمیل کنند و این تکان روحی شدید درست همانی بود که هیتلر روی آن حساب کرده بود.

هیتلر و همراهان وی همین که ژنرال کایتل سرآغاز شرایط متارکه جنگ را برای فرانسویان قرائت کرد واگن لی را ترک گفتند و پیشوا مذاکرات را به رئیس سرفرماندهی قوای مسلح آلمان واگذار کرد. ژنرال هانتزیگر به محض آنکه متن سند تسلیم را خواند، بی درنگ به آلمان ها گفت که شرایط مذکور سخت و بی رحمانه است و به مراتب بدتر از شرایطی است که فرانسه سال ۱۹۱۸ به آلمان تحمیل کرد؛ به علاوه اگر کشور دیگری که در آنسوی آلپ قرار دارد و فرانسه را شکست نداده (ژنرال هانتزیگر ایتالیا را آنچنان خوار می شمرد که حتی نام آن کشور را بر زبان نیاورد) مطالبات مشابهی داشته باشد، فرانسه به هیچ رو تسلیم نمی شود و تا آخرین دم می جنگد… از این رو برای وی امکان ندارد که این قرارداد را امضاء کند.

توضیحات:

با آغاز شکست فرانسه و پیشروی ارتش آلمان نازی در خاک این کشور، ایتالیای فاشیست نیز به ناگاه بخش هایی از جنوب فرانسه را اشغال کرد. ژنرال یودل، دومین افسر بلندپایه در سازمان سرفرماندهی قوای مسلح آلمان که این هنگام موقتا به جلسه ریاست می کرد پاسخ داد:

از مطالبات پادشاهیِ ایتالیا اطلاعی ندارم و این متن توقعات آلمان است! و طبق دستورات پیشوا آدولف هیتلر امکان تغییر مفاد و نکات آن وجود ندارد پس دولت فرانسه سند متارکه جنگ را یا باید تمام و کمال همینگونه که هست پذیرا باشد یا رد کند.

آلمانی ها شرایط برقراری ارتباط ما بین هیئت فرانسوی و دولت فرانسه را در شهر بردو فراهم ساختند تا آنان چگونگی متن سند متارکه جنگ را به اطلاع دولت خود برسانند. مارشال ویگان ( فرانسوی ) ، پس از اطلاع از شرایط مذکور با چند مورد مخالفت کرد و خواستار تغییر آن مفاد شد. یکی از این موارد، اذعان داشت که باید از ورود پناهجویان و پناهندگان ضدنازیِ آلمانی به خاک فرانسه جلوگیری شود. اما سنت فرانسویان پناهندگی دادن به اتباع خارجی بود! ویگان، این تقاضا را به خاطر تضاد آن با سنت های فرانسوی به دور از شرافت خواند.

روز بعد، ژنرال ویلیام کایتلِ المانی استدلالات بیان شده از سوی ویگان را نپذیرفت و با ناراحتی اعلام داشت که مهاجران ضد نازی آلمانی یکی از دلایل عمده ی جنگ افروزی بوده و به ملت خود خیانت کرده اند پس نباید جایی در فرانسه ی شکست خورده داشته باشند. البته با وجود این همه، فرانسویان به برخی دیگر از بندها نیز اعتراض داشتند، یکی این بود که آن دسته از فرانسویانی که همگام با کشورهای دیگر علیه آلمان بجنگند در صورت اسارت فورا تیرباران خواهند شد – درست مانند مارشال دوگل که در انگلستان سرگرم تشکیل نیروی فرانسه آزاد جهت مقابله با آلمان بود هرگز اعتراضی نکردند.

طی دومین روز مذاکرات متارکه جنگ در کومپین، نمایندگان فرانسه به تاخیر در امضا سند تسلیم ادامه دادند. یکی از دلایل تعلل آنان این بود که ژنرال هانتزیگر اصرار داشت برای امضاء سند، ژنرال ویگان به او اختیار ندهد، بلکه دستور دهد، (چون در فرانسه هیچ کس نمی خواست مسئولیت این اتفاق را به عهده گیرد). سرانجام ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهر ژنرال کایتل اولتیماتومی صادر کرد که به موجب آن فرانسویان می بایست شرایط آلمان را حداکثر یک ساعت دیگر بپذیرند یا رد کنند. ساعت شش و پنجاه دقیقه بعد از ظهر روز بیست و دوم ژوئن ۱۹۴۰ ژنرال هانتزیگر و ژنرال کایتل سند متارکه جنگ را امضاء کردند. که لحظه امضای قراداد متارکه جنگ در بالا توسط ژنرال چارلز هانتزیگر قابل مشاهده است. هنگامی که نمایندگان اعزامی فرانسه و آلمان، واگن جایگاه امضای قرار داد متارکه ی جنگ را ترک گفتند و با اتومبیل دور شدند باران ملایمی شروع به بارش کرد. پس از اتمام مراسم متارکه، واگن لی توسط مهندسین آلمانی به برلین منتقل شد.

درباره ی سینا کارنلیوس

مطلب پیشنهادی

درس هایی از پرونده دکتر جوزف منگله

به استثنای احتمالی هیتلر و هیملر ، در مورد هیچ مردی در سالهای اخیر به …

یک دیدگاه

  1. سلام.وبسایتتون خیلی خوب و
    مفیده.به کارتون ادامه بدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

http://www.20script.ir