خانه / تاریخ / از ساخت تا فروپاشی دیوار برلین

از ساخت تا فروپاشی دیوار برلین

دیوار برلین و به عبارتی دیوار برلن ، به انگلیسی The Berlin Wall دیواری به طول ۱۵۵ کیلومتر و ۲ متر ارتفاع بود که بعد از پایان جنگ جهانی دوم و سقوط رایش سوم و حزب نازی در آلمان، در شهری برلین احداث شد. این دیوار از ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹ و در حدود ۲۸ سال برلین را به بخش های شرقی و غربی تقسیم کرده بود ، از قضا این دیوار مهم ترین نماد جنگ سرد بود و به پرده آهنین شهرت یافته بود.

گاه شمار : ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹

بعد از دو سال از پایان جنگ بین الملل دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵) و در سال ۱۹۴۷ میلادی، کشورهای پیروز و متفقین که عبارتند از شوروی ، آمریکا ، انگلیس و فرانسه اقدام به تقسیم کشور آلمان به ۴ بخش کاملا مجزا کردند و فلسفه این کار خود را به مجازات رساندن کشوری که جنگ را شروع کرده بود می دانستند.

گرچه این استدلال آن ها یک دروغ محض و کاملا غیر منطقی بود که تا ۲۸ سال یک مردم را به خاطر پدرانشان آزار دهند و به دروغ آلمان را شروع کننده جنگ بدانند اما با این وجود کسی توانایی مقاومت نداشت. با این که برلین به صورت کلی تحت سلطه و فتح شوروی قرار گرفته بود و کنترل بخش های اصلی آن عملا به دست خوک های سرخ و کمونیست های شوروی بود، همه تصور می کردند که این شهر توسط شوروی اداره خواهد شد ولی به دلیل اهمیت ویژه و پایتخت بودن برلین این اتفاق رخ نداد و با وجود این که این شهر در کنترل شوروی بود بین هر ۴ کشور پیروز در جنگ تقسیم شد!

در ماه های نخست کمیسونی تشکیل شد که اداره کلی شهر را به صورت دوره ای و چرخشی به نماینده های حاضر از هر یک از کشورهای شوروی، ایالات متحده ، انگلیس و فرانسه واگذار می کرد. اما پس از مدتی کمیسیون با صلاح دید اعضای کمیسیون امحاء شد و برلین شرقی به دست شوروی و قسمت غربی آن اشتراکا به دست فرانسه ، انگلیس و آمریکا سپره شد.

و اما در سال ۱۹۴۸ میلادی، کشورهای آمریکا و فرانسه و انگلیس که بر قسمت غربی آلمان حاکمیت یافته بودند تصمیم گرفتند «جمهوری فدرال آلمان» را تشکیل دهند که مردم آن را «آلمان غربی می نامیدند. به دنبال آن ، گویی خود یک دولت درآلمان غربی تشکیل شده بود که فعالیت های جمهوری فدرال آلمان را زیر نظر داشت که صد البته برای آمریکا ، انگلیس و فرانسه هر تغییری در آن امکان پذیر بود.

و اما برای این که جنگ سردی میان آمریکا و شوروی وجود داشت در ۱۹۴۹ میلادی برای این که شوروی از ایالات تحده در موضع ضعیف تری قرار نگیرد یک دولت به نام «جهمهوری دموکراتیک آلمان» ایجاد کرد که در آلمان شرقی کنترل و فعالیت کامل داشت. جدا از کشمکش های متفقین جنگ در این برهه ، مردم آلمان تحت تاثیر این جدایی ها صدمات بسیار جبران ناپذیری دیدند و دچار مشکلات بسیاری شدند. با شدت گرفتن جنگ سرد اختلاف بین آلمان شرقی و غربی که هرکدام به ترتیب متاثر از شوروی و ایالات متحده بودند بیشتر شد.

گاه شمار : ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۱

بر اساس آمار های منتشر شده توسط دولت آلمان [سالها بعد از فروپاشی دیوار برلین] حدود ۵.۲ میلیون نفر از آلمان شرقی که تحت حکومت شوروی بود به آلمان غربی مهاجرت کردند و این کار را از طریق گذر کردن از شهر برلین انجام می دادند. در شش ماه اول سال ۱۹۶۱ نیز بیش از ۱۶۰ هزار نفر به برلین غربی «پناهنده» شدند.

اقلیت های مهاجرین بیشتر کارگران و متخصصین، اساتید مجرب دانشگاهی و مهندسان و روشنفکران بودند که به خودی خود به دامان دولت هایی نظیر آمریکا و انگلیس می رفتند و همین مسئله باعث شد در جنگ سرد شوروی شدیدا از آمریکا عقب بیفتد و ایالات متحده بسیاری دانشمندان آلمانی را جذب خود کند.

به همین دلیل در دوران جنگ سرد و در همین برهه که شوروی در حال عقب افتادن از ایالات متحده بود، می بایست رفت و آمد های مردم میان آلمان غربی و شرقی را به شدت محدود می کرد و به همین دلیل دیوار برلین را به طول ۱۵۵ کیلومتر و با ارتفاع ۲ متر احداث کردند که در نتیجه آن رفت و آمد میان آلمان شرقی و غربی ناممکن شد.

دیوار خود در سال ۱۹۶۱ احداث شد اما دلایل و پیش زمینه های احداث آن به سال های قبل یعنی از ۱۹۴۹ به بعد باز می گردند که خود برهه های مهمی برای شهر برلین هستند. این دیوار یعنی دیوار برلین، با چنان شدت و سرعتی باعث محصور شدن دو ملت آلمان غربی و شرقی در میان مملکت خودشان شد که حتی برخی افراد به فاصله یک خانه این طرف و آن طرف دیوار اجازه بازدید و دیدن اقوام خود را نداشتند!

رفت و آمد از دیوار برلین مطلقا و به هر دلیلی حتی به قیمت مرگ افراد هم ناممکن و ممنوع بود. تحت تاثیر اینگونه مسائل بود که حتی برخی از مردان و زنان و پسران و دختران آلمانی آن قدر زنده نماندند که فروپاشی دیوار برلین و بازگشت خانواده های خودشان را به چشم ببینند.جالب است بدانید بیش از ۴۰ کیلومتر از دیوار برلین از داخل شهر آلمان رد می شد که خود این مسئله باعث گشته بود برلین به یک شهر محصور در محیط باز خاک آلمان تبدیل شود.

گاه شمار : ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۵

تا پایان سال ۱۹۶۱، هرچه می گذشت دیوار بسط بیشتری می یافت. چه بسا بالای دیوار سیم خاردار های مجهز به الکتریسیته نصب شده و برج های مراقبت متعدد برای نظارت بر عبور و مرور های اطراف دیوار قرار داده شدند.

به علاوه در ۲۰ سپتامبر ۱۹۶۱ حصارهای موازی در سمت های شرق و غرب «دیوار برلین» کشیده شدند که هرکدام از طرفین ۹۰ متر فاصله داشتند. به عبارتی ۹۰ متر از سمت راست و ۹۰ متر از سمت چپ دیوار برلین زمینی کوبیده شده و شن ریزی شده به نام «نوار مرگ» کشیده شد. این دیوار اشتراکا و با توافق دو دولت آلمان شرقی و غربی کشیده شد.

وجود فاصله بسیار زیاد این دیوار تا پایان خط اصلی « دیوار مرگ » باعث شده بود فراریان از دیوار فاصله بسیار زیادی تا رسیدن به مرز آلمان دیگر را داشته باشند و سربازان بتوانند به همین علت راحت تر ایشان را مورد شلیک قرار دهند! وجود مقادیر شن روی زمین و خاک کوبیده شده نیز باعث می شد رد پای افرادی که از آن جا عبور می کنند به خوبی قابل تشخیص باشد.

در نقاط مرزی برای نظارت بر عبور و مرور ها ایستگاه های بازرسی تشکیل شده بودند که یکی از مهم ترین آن ها «ایستگاه بازرسی چارلی» در بخش آمریکایی برلین غربی بود. در ۱۷ اوت سال ۱۹۶۲ میلادی، جوانی ۱۸-۱۹ ساله به نام «پیتر فشتر – Peter Fester) که قصد داشت در نزدیکی این منطقه [ایستگاه چارلی] از دیوار پریده و از آلمان شرقی به آلمان غربی مهاجرت کند مورد اصابت گلوله سربازان آلمان شرقی قرار گرفت و به شکل ناجوانمردانه ای کشته شد. این امر موجب تظاهرات و اعتراضات شدید مردم آلمان غربی شد که آن ها اطراف دیوار برلین قدم می زدند و خطاب به سربازان ملعون آلمان شرقی می گفتند «قاتل ها!».

مرحله آخر ساخت دیوار برلین در ۱۹۷۵ میلادی کلید خورد، در جریان آن از ۴۵.۰۰۰ قطعه بتنی بسیار مقاوم شده به ارتفاع سه و نیم متر و عرض یک و نیم متر با قطر بیش از ۸۰ سانتی متر استفاده شد. همچنین لوله های افقی در بالای دیوار قرار گرفته بودند که عبور و مرور از بالای دیوار را دشوارتر می کردند.

سقوط دیوار برلین:

با بهبود تدریجی اما طولانی مدت مناسبات میان آلمان شرقی و غربی، زمینه فروپاشی دیوار برلین در دهه ۱۹۸۰ میلادی فراهم شد. در ۱۹۸۹ حکومت شوروی تصمیم گرفت دموکراسی سازی را به عنوان یک اصل در کشورهای اروپای شرقی تحت نفوذ خود دنبال کند؛ اما در این میان به صورت ناخواسته از سوی شوروی اتفاقی افتاد که روند رو به پایان آلمان شرقی را آغاز کرد.

این اتفاق بود که دولت مجارستان درهای خود را بروی غرب گشود. در ۲۳ آگوست ۱۹۸۹ مرزهای میان مجارستان و اتریش باز شد. از آن جا که مهاجرت بین کشورهای کمونیستی ممنوع نبود، ساکنان آلمان شرقی که مجاز به تردد ، رفت و آمد، مهاجرت و اموری از این دست در سایر کشورهای کمونیستی بودند (زیرا دولتشان کمونیستی بود)، از طریق کشور مجارستان و چکسلواکی به آلمان غربی و سایر کشورهای اروپای غربی رفتند.

این مهاجرت ها طی یک ماه به سرعت افزایش یافت. به طوری که در ماه سپتامبر حدود ۱۳ هزار نفر از اهالی آلمان شرقی به سمت مجارستان حرکت کردند تا بتوانند از طریق مرز اتریش در سویی دیگر ، خود را به آلمان غربی برسانند.

گرچه این یک سیاست بود که با وجود اجازه ایشان جهت کسب ویزا، روادیدهای زیادی به مردم داده نشود اما در هر حال این اجازه مدت کوتاهی باعث آرامش نسبی مردم شده بود. با اعلام این مطلب از سوی دولت ده ها هزار نفر از ساکنان برلین شرقی خود را به محل های مشخص شده رساندند تا از مرز عبور کنند و به برلین غربی یا «جمهوری فدرال آلمان» بروند.

خیز کردن این خیل عظیم از جمعیت مردم آلمان شرقی به نزدیکی مرز، باعث شده بود تا ماموران مرزی نتوانند به درستی از مرز مراقبت کنند چرا که برای مقابله با این جمعیت زیاد از مردم آلمان آمادگی نداشتند ، در نتیجه مأموران مرز ها را باز کرده و «جمعیت بسیار بسیار زیادی» از آن ها عبور کردند در نتیجه رسما دیوار برلینی دیگر وجود نداشت و مفهوم آن که جلوگیری از عبور و مرور بود از بین رفته بود.

در آن طرف دیوار برلین جمعیت آلمان غربی به استقبال جمعیت مردم آلمان شرقی که از طرف دیگر مرز وارد شده بودند رسیدند و به اکثریت جمعیت آلمان شرقی گل و هدیه می دادند. پس ۹ نوامبر ۱۹۸۹ به روز فروپاشی دیوار برلین تبدیل شد. این دیوار توسط مردم آلمان شرقی که خود را به آلمان غربی رسانده بودند در روزها و هفته های بعد از ورودشان به آلمان غربی پیوسته تخریب می شد.

بعد از ورود اهالی برلین شرقی به قسمت غربی، کودک و پیر و جوان و دارا و ندار و خلاصه هرکسی با هر وسیله محکمی که به دستش می رسید هفته ها پیوسته دیوار را مورد تخریب قرار می داد. این دیوار فروریختۀ برلین، حاصل ساعت های بسیار زیادی کوبیدن چکش ها و پتک های کوچک که همه در کنار هم نیرویی عظیم جمع می کردند بود.

بسیار رفتار اجتماعی جالبی شده بود! تقریبا یک رسم چند هفته ای شده بود که هرکسی از کنار دیوار برلین حتی عبور می کند باید دست به تخریب آن با سنگ ، چوب، پتک و چکش و… بزند. اما این مسئله وقتی جدی شد که همه مردم با هم به صورت یکپارچه دست به تخریب دیوار زدند. فرو ریختن دیوار برلین اولین قدم در اتحاد مردم آلمان غربی و شرقی همانند زمان هیتلر بود که به دست مردم این کشور و به صورت خودجوش ، با وجود سنگ اندازی متفقین انجام گرفت.

شاید تصور کنید جمعیت جوانان آلمان فقط تماشاچی بودند! اما موثرترین و مهم ترین حضور از سوی جوانان آلمانی رقم خورد. در حال حاضر نیز تکه هایی بس اندک از دیوار برلین در بخش دیوار برلین واقع در همین شهر و در حوالی دروازه براندنبورگ نگهداری می شوند. اما تکه هایی از دیوار برلین امروزه به عنوان یادواره بدبختی ها و شقاوت های نسل های پیشین که تحت تاثیر متفقین ایجاد شدند در جای خود قرار دارند و در حال حفاظت هستند.

پس از فروپاشی دیوار برلین، بیانیه های بسیاری از سوی سران کشورهای مختلف منتشر شد که درباره دیوار برلین توضیحاتی داده بودند و یا حتی برخی از «شجاعت و همبستگی» ملت آلمان تعریف کرده بودند. نهایتا بعد از سقوط و شکستن دیوار برلین ، نقاشی های بسیار زیادی روی تکه ها و بلوک های به جای مانده از این دیوار توسط مردم با اسپری رنگ کشیده شد که بعضا در میان آن ها فحاشی هایی به زبان انگلیسی به اتحادیه جماهیر شوروی، روسیه و ایالات متحده آمریکا شده بود.

جالب است بدانید، «کانی علوی» شخصی ایرانی بود که برای اولین بار روی دیوار برلین نقاشی هایی کشید و امنیت خود و این کارش توسط دوست اسکاتلندی اش که در سفارت اسکاتلند فعالیت داشت تأمین شد. به دنبال او، بسیاری از نقاشان و هنرمندان برای نقاشی کردن روی دیوار برلین در شهر حاضر آمدند و طی چندماه (۵ الی ۶ ماه) روی بیش از ۱۴۰۰ متر از روی دیوار نقاشی کشیدند.

متاسفانه مسئله ای درباره کانی علوی قابل درنگ و تأمل است و این مسئله چیزی نیست جز «ضدیت او با تخریب دیوار برلین» ، چرا که در زمانی که سیاست ها جهت تخریب دیوار بالا گرفته بودند وی یک گالری جهت پویش مردمی در حفظ دیوار برلین به نام «گالری بخش شرقی» تأسیس کرد که خوشبختانه و صد البته طرفداران چندانی نداشت.

درباره ی سینا کارنلیوس

خدا در دهستان ما کشاورز است، خدا در کوچه ی ما کودکیست فقیر و در خانه ما زنی است مهربان و پدری است دلسوز، در دکان ها ترازو را میزان می کند و بر بند تاب با کودکانمان تاب می خورد ، بر روی سفره مان با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند ولی ما نمی بینیم چون کور از ثروت ، کور از شهوت و کور از ناپاکی شدیم.

مطلب پیشنهادی

عربستان و جنایت در جمعه خونین ۱۳۶۶

در روز نهم مردادماه ۱۳۶۶ شمسی برابر با ششم ذیحجّه سال ۱۴۰۷ قمری، هزاران زائر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

http://www.20script.ir